مریم جمشیدی، کارآفرین و فعال حوزه فرش دستباف، در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا با تأکید بر اینکه فرش ایرانی تنها یک کالای تزئینی نیست، گفت: برای ماندگاری این هنر باید میان حفظ اصالت و هویت فرش ایرانی و استفاده از نوآوری، فناوری، بازاریابی و شیوههای جدید فروش تعادل برقرار شود.

او با بیش از ۳۲ سال سابقه فعالیت در حوزه فرش دستباف و صنایعدستی، آموزش، توانمندسازی هنرمندان و ایجاد زمینههای اقتصادی برای فعالان این حوزه را از مهمترین محورهای فعالیت خود عنوان کرد و گفت: فرش برای من بخشی از هویت، تاریخ و فرهنگ ایران است و پشت هر نقش و رنگ آن، داستان یک منطقه و زندگی هنرمندانی قرار دارد که این هنر را نسل به نسل منتقل کردهاند.
جمشیدی درباره فعالیتهای آموزشی خود افزود: از سال ۱۳۹۰ بهعنوان آزمونگر سازمان فنی و حرفهای استان تهران در مرکز شماره ۵ در حوزه فرش فعالیت داشتهام و در زمینه ارزیابی و آموزش هنرجویان تجربه کسب کردهام. همچنین ۱۲ سال عضو هیئتمدیره اتحادیه تعاونی فرش دستباف شهرستان پاکدشت بودهام و از سال ۱۴۰۰ نیز در شهر پردیس، زیر نظر شرکت عمران و مرکز کارآفرینی و اشتغالزایی فعالیت میکنم.
کارآفرین و فعال حوزه فرش دستباف هدف اصلی خود از فعالیتهای آموزشی را فراتر از صدور گواهینامه دانست و اظهار کرد: هنرجو پس از آموزش باید بتواند مهارت خود را به یک فعالیت اقتصادی تبدیل کند. به همین دلیل در کنار آموزشهای تخصصی، باید با طراحی، کیفیتبافی، شناخت بازار، قیمتگذاری و شیوه عرضه محصول نیز آشنا شود.
فرش؛ در نقطه تلاقی هنر، فرهنگ و اقتصاد
این فعال حوزه فرش دستباف درباره دلیل انتخاب این حوزه بهعنوان عرصه فعالیت حرفهای و کارآفرینی گفت: فرش در نقطه تلاقی هنر، فرهنگ و اقتصاد قرار دارد. از یک سو با میراث فرهنگی ایران مواجه هستیم و از سوی دیگر با محصولی روبهرو هستیم که میتواند برای خانوادهها و جوامع محلی درآمد و اشتغال ایجاد کند.
او افزود: مهمترین نقطه عطف برای من زمانی بود که به این نتیجه رسیدم نباید فرش را فقط بهعنوان یک هنر سنتی نگاه کرد. اگر آموزش، تولید، طراحی، بازاریابی و فروش را در کنار یکدیگر قرار دهیم، فرش میتواند به یک عرصه جدی برای کارآفرینی تبدیل شود.

مشکل فرش فقط تولید نیست
جمشیدی با بیان اینکه مشکلات فرش دستباف را نمیتوان تنها به یک بخش محدود کرد، گفت: این زنجیره به هم وابسته است. اگر بافنده حمایت نشود، تولید آسیب میبیند؛ اگر طراحی با سلیقه بازار هماهنگ نباشد، فروش دشوار میشود و اگر بازاریابی و صادرات ضعیف باشد، حتی یک فرش باکیفیت نیز ممکن است به بازار مناسب خود نرسد.
او ضعف در بازاریابی، برندسازی و ارتباط مستقیم با بازار را از مسائل مهم امروز فرش دستباف دانست و ادامه داد: باید کاری کنیم که ارزش واقعی فرش ایرانی برای خریدار داخلی و خارجی بهدرستی معرفی شود.
کیفیت بهتنهایی برای فروش کافی نیست
این کارآفرین حوزه فرش درباره فاصله سهم فرش دستباف ایران از ظرفیت واقعی آن در بازارهای جهانی بیان کرد: بخشی از این مسئله به رقابت شدید محصولات ماشینی و تغییر سبک زندگی مربوط میشود، اما بخشی نیز به شیوه معرفی فرش ایرانی بازمیگردد.
جمشیدی افزود: امروز کیفیت بهتنهایی برای فروش کافی نیست. بازار به داستان محصول، هویت برند، بستهبندی، حضور دیجیتال و تجربه خرید نیز توجه میکند.
او تأکید کرد: فرش ایرانی باید با زبان امروز معرفی شود؛ اینکه این فرش کجا بافته شده، چه کسی آن را بافته، چه داستانی پشت طرح آن وجود دارد و چرا با یک کالای صنعتی متفاوت است، باید برای مخاطب تشریح شود.
ورود نسل جوان نیازمند آموزشهای جدید است
جمشیدی درباره راهکارهای جذب نسل جوان به حوزه فرش دستباف گفت: اگر بخواهیم نسل جوان وارد این حوزه شود، باید فرش را برای او به یک فرصت واقعی تبدیل کنیم. جوان امروز به آموزشهایی فراتر از بافندگی نیاز دارد و مهارتهایی مانند طراحی دیجیتال، عکاسی، تولید محتوا، فروش اینترنتی، برندسازی، بازاریابی و زبانهای خارجی میتواند بسیار مؤثر باشد.
او ادامه داد: فرش فقط شغل بافنده نیست؛ بلکه یک زنجیره کامل از طراح، رنگرز، تولیدکننده، عکاس، بازاریاب، فروشنده، صادرکننده و حتی فعال گردشگری فرهنگی را شامل میشود.
اصالت به معنای ثابت ماندن نیست
این فعال حوزه صنایعدستی با تأکید بر ضرورت حفظ هویت فرش ایرانی گفت: اصالت را نباید با ثابت ماندن اشتباه گرفت. هویت فرش ایرانی باید حفظ شود، اما در کنار آن باید امکان نوآوری نیز وجود داشته باشد.
او افزود: میتوان از نقشها، رنگها و تکنیکهای ایرانی الهام گرفت و آنها را در قالبهایی عرضه کرد که با خانه و سبک زندگی امروز هماهنگ باشند. اندازههای جدید، ترکیب رنگ متفاوت و طراحی معاصر الزاماً به معنای از بین رفتن هویت ایرانی نیست.
زنان بافنده باید سهم بیشتری از ارزش اقتصادی فرش داشته باشند
جمشیدی، زنان بافنده را یکی از پایههای اصلی صنعت فرش دستباف دانست و گفت: در بسیاری از مناطق، این هنر و دانش از مادران و مادربزرگها به نسلهای بعد منتقل شده است.
او با اشاره به ضرورت تقویت جایگاه اقتصادی زنان بافنده افزود: ارزش اقتصادی واقعی کار بافنده همیشه به شکل مناسبی به خود او بازنمیگردد. یکی از اهداف مهم باید این باشد که زنان بافنده فقط تولیدکننده نباشند، بلکه در تصمیمگیری، قیمتگذاری، فروش و حتی برندسازی نیز سهم بیشتری داشته باشند.
جمشیدی ادامه داد: هرچه ارتباط مستقیم با بازار بیشتر شود و واسطههای غیرضروری کاهش پیدا کنند، امکان افزایش سهم اقتصادی بافنده نیز بیشتر خواهد شد.
فرش میتواند به ماندگاری جمعیت در روستاها کمک کند
این کارآفرین حوزه فرش دستباف با اشاره به ظرفیت این هنر برای توسعه اقتصادی مناطق روستایی اظهار کرد: فرش چنین ظرفیتی دارد، زیرا برای تولید آن الزاماً به کارخانه بزرگ نیاز نیست و میتوان آن را در محیط روستا و در کنار زندگی خانوادگی تولید کرد.
او افزود: اگر تولیدکننده مطمئن باشد که محصولش بازار دارد و درآمد مناسبی ایجاد میکند، انگیزه ماندن در روستا افزایش پیدا میکند. البته این اتفاق خودبهخود رخ نمیدهد و نیازمند آموزش، مواد اولیه مناسب، حمایت اجتماعی و مهمتر از همه بازار فروش است.
«روایت فرش»؛ حلقهای میان فرش، فضای دیجیتال و گردشگری فرهنگی
جمشیدی استفاده از ظرفیت فضای دیجیتال و گردشگری فرهنگی را برای معرفی فرش ایرانی ضروری دانست و گفت: فضای دیجیتال فرصتی ایجاد کرده که تولیدکننده بتواند بدون واسطه با مخاطب ارتباط برقرار کند.
او افزود: معرفی یک فرش فقط با یک عکس کافی نیست. میتوان منطقه تولید، بافنده، مواد اولیه، شیوه رنگرزی، داستان نقش و حتی مراحل بافت را معرفی کرد. این همان چیزی است که من آن را «روایت فرش» میدانم.
این فعال حوزه فرش ادامه داد: گردشگری فرهنگی نیز میتواند نقش مهمی داشته باشد. وقتی گردشگر از نزدیک بافنده و محیط تولید را میبیند، ارتباط عمیقتری با محصول برقرار میکند.
حمایت از بافندگان، تحول آموزش و تقویت بازار سه اولویت فرش
جمشیدی درباره سه اقدام فوری برای رونق فرش دستباف گفت: نخست، حمایت واقعی از بافندگان و بهبود وضعیت اقتصادی آنان است. دوم، باید آموزش و طراحی را متناسب با بازار امروز متحول کنیم و نسل جوان را وارد این حوزه کنیم. سوم نیز باید بازاریابی و فروش فرش ایرانی را جدیتر بگیریم؛ از فروشگاههای تخصصی و نمایشگاهها گرفته تا تجارت الکترونیک، شبکههای اجتماعی، برندینگ و بازارهای بینالمللی.
مزیت فرش دستباف در رقابت با فرش ماشینی، هویت و اصالت است
او درباره آینده فرش دستباف در برابر فرش ماشینی و محصولات صنعتی گفت: فرش دستباف نمیتواند و نباید بخواهد از نظر قیمت و سرعت تولید با فرش ماشینی رقابت کند. مزیت فرش دستباف در جای دیگری است؛ هنر، اصالت، دستساز بودن، تنوع، هویت منطقهای و ارزش فرهنگی.
جمشیدی تأکید کرد: باید این تفاوتها را بهتر معرفی کنیم. فرش دستباف باید از یک کالای صرفاً مصرفی به محصولی با ارزش هنری، فرهنگی و حتی سرمایهای معرفی شود.
پیشنهاد ایجاد «کد ملی» برای هر فرش ایرانی
این کارآفرین حوزه فرش دستباف در بخش دیگری از سخنان خود، پیشنهاد ایجاد یک شناسه دیجیتال منحصربهفرد برای هر فرش را مطرح کرد و گفت: برای هر فرش میتوان یک کد یکتای دیجیتال، شبیه یک «کد ملی» برای فرش، تعریف کرد.
او توضیح داد: این کد میتواند به یک QR Code متصل باشد و با اسکن آن، اطلاعات فرش از جمله نام بافنده، شهر و روستا، کارگاه، سال بافت، طرح، مواد اولیه و مالکیت آن نمایش داده شود.
جمشیدی افزود: ایجاد چنین هویتی میتواند به اصالتسنجی فرش و معرفی بافنده کمک کند و در زمینه جلوگیری از تقلب و جعل، شناسایی بافنده، ثبت محل و کارگاه تولید، افزایش اعتبار و ارزش فرش، رهگیری آن از مرحله تولید تا فروش، حمایت بهتر از بافندگان و ثبت و حفظ طرحهای بومی مؤثر باشد.
او همچنین گفت: این شناسه میتواند فرایندهایی مانند بیمه و صادرات را تسهیل کند، اعتماد خریداران را افزایش دهد و به بازاریابی جهانی فرش ایرانی کمک کند.
جمشیدی خاطرنشان کرد: هر فرش میتواند یک هویت دیجیتال منحصربهفرد داشته باشد؛ هویتی که از زمان تولید آغاز شود و در طول عمر فرش، اطلاعات و سوابق آن را حفظ کند. این موضوع میتواند پیوند میان سنت فرشبافی و فناوریهای جدید را تقویت کند.
او در پایان تأکید کرد: آینده این هنر به این بستگی دارد که بتوانیم میان سنت و نوآوری تعادل برقرار کنیم؛ یعنی هم بافنده و دانش سنتی او را حفظ کنیم و هم طراحی، آموزش، فناوری، بازاریابی و شیوه فروش را با دنیای امروز هماهنگ کنیم. اگر فرش ایرانی را فقط به گذشته پیوند بزنیم، ممکن است بهتدریج از زندگی نسل جدید فاصله بگیرد، اما اگر ریشههای آن را حفظ کنیم و شاخههای تازهای برایش ایجاد کنیم، میتواند همچنان یکی از مهمترین نمادهای هنر و فرهنگ ایران باقی بماند.
انتهای پیام/
نظر شما